اسكندر بيگ تركمان
1019
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
و دلگرمى جنود روم دست تطاول گشودهاند و بمسامع جلال رسيد كه فوجى از اعراب نيز خصوصا با طالب ولد ناصر مهنا در مقام غدر و نفاق درآمده بجانب حله و نجف حركت كرده آزار و اضرار ايشان بخلق آن ديار ميرسد و طايفهء افشار بنابر علت و با كه در موصل شيوع يافته از تلف شدن لشكر انديشيده جمعيت دلخواه نتوانستهاند نمود و قاسم با اندك مردمى در قلعهء موصل است و آن ولايات محل شورش و انقلاب گشته و اين مقدمات موجب تزلزل و اختلال احوال منتسبان دولت قاهره است رأى جهان آرا اقتضاى آن كرد كه يكى از كاردانان بساط عزت و خاصان درگاه كه بوفور غيرت و مردانگى و فدويت و جانسپارى در راه دين و دولت اتصاف داشته باشد از درگاه معلى روانه آن طرف گردانند كه عساكر قلمرو عليشكر و آن حدود را جمع آورده كمر همت بدفع اعادى بندد و هر يك از محافظان ثغور و سرحد را حادثه روى نمايد كه بكومك و مدد احتياج افتد معاونت بظهور آورده در هر باب آنچه صلاح دولت قاهره بوده باشد به عمل آورد . از زمرهء مقربان اخلاص شعار زينل بيك توشمال باشى شاملو را كه بصفات حسنه اتصاف دارد بدين خدمت مأمور گردانيده با فوجى از عساكر ظفر شعار و مير فتاح مين باشى تفنگچيان اصفهانى و جمعى ديگر از تفنگچيان ركاب اشرف روانهء آن طرف فرمودند و چون زينل بيك از ركاب مقدس جدا شده روى عزيمت بدان صوب آورده بسرحد نزديك شد بوضوح پيوست كه جمعى از جنود روميه و متجنده حدود موصل بعزم تسخير قلعه در حركت آمدهاند و قاسمخان با دويست سيصد نفر از غازيان افشار كه در قلعهء موصل با او بودهاند از فقدان ذخيره و علت و با كه هر روز جمعى راه عدم مىپيمودهاند صلاح در توقف و قلعه دارى نديده قبل از وصول مخالفان بيرون آمده و مخالفان تصرف در قلعه نمودهاند و بيم آنست كه خان احمد خان اردلان نيز به جهت قلعهء كركوك را انداخته آن قلعه نيز به تصرف اعادى درآيد و ميانه سارو سلطان بيگدلى برادر زينل بيك كه متولى روضات مقدسات و قورچى باشى قورچيان نجف اشرف است و طايفهء اعراب مهنا كه بحدود كربلا و نجف آمده بودهاند محاربه وقوع يافته زينل بيك از حدود اين اخبار در حركت مسارعت نموده چون بحوالى در تنگ رسيد حسين خان حاكم لرستان با معدودى آمده به او پيوست و در آنجا بوضوح انجاميد كه سردار فوجى از روميه را بسركردگى حسن پاشاى چركس بضبط ولايت موصل و كركوك و قلاع آنجا تعيين نموده و قريب پنج ششهزار از رومى و كرد [ 718 ] و عرب بر او جمع آمده متوجه آن صوب شدهاند و تا دو سه هزار خانوار رعيت را از قلعهء ذهاب مشهور بقلعهء لك و آن حدود كوچانيدهاند كه از آب گذرانيده به آن طرف برند زينل بيك بعد از استماع اين اخبار سان عساكر ظفر شعار كه در آنوقت جمع بودند گرفت موازى سه هزار نفر از سپاهى يراقدار و تفنگچى بشمار درآمدند از آنجا بر سبيل ايلغار آن مسافت بعيده را در دو روز طى نموده روز سيم بمخالفان رسيدند و از شدت ايلغار زياده از دو هزار نرسيده بودند و از آنطرف مخالفان از آوازهء ورود لشكر قزلباش متزلزل گشته گروهى از اكراد و اعراب پراكنده شدند از آن جمع سه چهار هزار كس كمابيش بجنگ پيش آمدند و از جانبين صفوف قتال آراسته گشت و دليران رزم آزماى دست باستعمال سيف و سنان برده فيما بين آتش حرب اشتعال پذيرفت و باندك زمانى تزلزل باركان ثبات و قرار سپاه مخالف راه يافته شكست بجانب اعدا افتاد و جنود قزلباش بنيروى دولت و اقبال بر آن طبقه ظفر يافته قريب ششصد هفتصد نفر طعمهء شمشير آبدار شدند و از سپاه ظفر پناه كسى چنان ضايع نشد و حسن پاشا و بقية السيف منهزم خود را بحريم قلعه رسانيدند و اردوى ايشان بنهب و غارت غازيان و تفنگچيان گرديد و به علت و با كه در شهر و قلعه طغيان عظيم